تبليغاتX
کال میوه




















Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


کال میوه

هی زندگی/ فلانی شاید. همین باشد

تراژدی شخصی

 

- 1
 من که موهای مادرم را با با آدامس از روی فرش جمع می کردم
جمعن توی شب شعرها چه می کردم؟
تنه ی دخترانه خیلی می خوردم ولی هنوز
دنبال پستان مادرم می گردم
تاکید می کنم  مادرم
خودش اتاقی در تنهایی ست
توی چشم من زل می زد و می گریست
محمد ایست ! این تراﮊدی شخصی ست !
■ - 2
[رستم یقه ی پالتو اش را بالا زد  سیگار برگش را گیراند و زمزمه کرد]
بودن یا نبودن
سهراب مسئله این است نه کرکسی که در قفس نیست !قفس چیست؟در آزادی نیست ؟خود آزادی قفس نیست؟
مسئله باز کردن در کمپودی ست که نیست!
مسئله تراﮊدی املتی ست  آنهم نجنبی نیست !
تراﮊدی سر به نیست کردن ما مسئله نیست؟
مسخره نیست؟
■ - 3
به مادرم گفتم
دختری که سیگار را می دزدید از لبم      لب دریای بابلسر           لب به دیگران می داد
چرا که من شخصن تشنگی آهو بودم و
او جمعن اشک دریاچه ای که ناگهانی تمساح داشت
■ - 4
در کل حافظه ی نافذ حافظ نمی گنجید
مرغ همسایه آنقدر غاز باشد
که تلفنی برای طبقه ی بالا پیتزا بیاورند و
ما بعد لقمه ای املت با دیالوگ معروف هملت بخوابیم
در طبقات پایین.
■ - 5
به موهای سپید شعر سفیدم گفتم:
من ما درزادی خسته ام و با خود عهد بسته ام
تا موهای مادرم را با آدامس از روی زمین جمع کنم
در عین حالی که  با بررسی همه ی جوانب
به تراﮊدی سر به نیست کردن همفکرانم فکر می کنم

نوشته شده در ساعت توسط کال میوه| |

نوشتن از تو رپ رپ سم اسبی است بر پشت بامی که بر آن
 به جای باران / بمب منفجر می شود
 گرفتن مچ پای آهویی است که در سبقت گرفتن از چطور دویدن
در دهان سگ هاری / اگر نپرد / له می شود درست زیر چرخ های اتوبوس / یا
 و با نوشتن از تو / خب ! درست اگر بنویسم
فردا درست روی پوست خربزه
 ساعت که روی ساعت پنج صبح / درست
زنگ درست اگر بزند / خب ، درست !
تو فقط از سه چار شقه شدن
 من فقط از دست و پا زدن
 من / و تو از / فقط از / و خیابان که از وسط چند شیر گرسنه می گذرد
 بگذریم !
پنج سال از هر چطور که بگذریم / گذشت
 و ما در دهان شیر و روی دم مار
 بافتنی ها را بافتیم
پشت کول انداختیم
و روزهای از نو از نو آمده اند / از فقط که می آیند
 از نیمکتی که روی کول غول
 از سوراخ های چتری که به جای قطرات باران
 و عشق روی زمین در کمین ما چه قدر قوز می کند ؟
از سر بریده هم آنقدرهای چه قدر
 در مجلس عاشقان هم که نمی رقصم
 خمیازه ؟ / بکش / تا بکشم
کشیدن از طرف تو مرا در ته ساعتی می چسباند که عقربه هایش عنقریب
 از نیش زدن می افتند
 با دم اسب هم فرضا که روی زمین کشیده شوم از هر طرف
 دیدار تازه تا چند دقیقه ی قبل از نیامده ای
از وسط چند شیر گرسنه فقط از هر چه طور می گذرد
 بگذریم
با این همه این همهمه در نوشتن از تو هست که مرا
 هم قدری مست می کند / و هم کمی دیوانه
 خب ! تو بگو !
ما را که برد خانه ؟
 تو ؟
 یا سوسک سیاه کوچولو ؟

 

پ.ن:اینجا هنوز غریبی دارد گلویمان را می فشارد( کنکور کاردانی-کارشناسی قبول شدم)

پ.ن: دوری از دوستانی که حتی با رفتن به ولایت نیز دیدارشان امکان پذیر نیست (اهانت عزیز و محمد رمضانی)

پ.ن: فعلا ها ببخشیدم که سر به سرتان نمی زنم و درگیریمان کم است.

پ.ن: می آیم شاید زود شاید هم...

نوشته شده در ساعت توسط کال میوه| |

 این مطلب به دلایلی حذف شد(جدی نگیرید)

پ.ن۱: متن مربوط میشه به روز تولد پارسالم(البته الان فی البداهه کمی تغییرات دادم)

پ.ن۲: مدتی نبودم و شاید مدتی دیگه نباشم...... نویسنده مورد نظر در حال خوانش است.

پ.ن۳:این نعش که بر دوش می کشم "نمی دانم " است... 

نوشته شده در ساعت توسط کال میوه| |


Design By : Night Skin